healthily

health·i·ly/ˈhɛlθɪli/
healthstate of being free from illness-ilyin a specified manner
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): healthyposition (جایگاه): end

قید — سالم

سالمبه‌طور سالماز روی سلامتی

به شیوه‌ای که سلامتی را تقویت می‌کند یا ویژگی سلامتی خوب است.

In a way that promotes good health or is characteristic of good health.

«او سالم غذا می‌خورد و مرتب ورزش می‌کند.»

She eats healthily and exercises regularly.

«گیاهان به طور سالم در خاک غنی رشد کردند.»

The plants grew healthily in the rich soil.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000