heals

/hiːlz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): healedpast participle (مفعولی): healed-ing (حال): healing3rd (سوم): heals

فعل — شفا دادن

شفا دادنبهبود یافتن

بهبود دادن یا بهبود یافتن پس از آسیب یا بیماری.

To make or become healthy or whole again after injury or illness.

«زخم به‌طور آهسته بهبود می‌یابد.»

The wound heals slowly.

«دارو به بدن کمک می‌کند بهبود یابد.»

Medicine helps the body heal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
recoverبهبود یافتن

رایج. بیشتر به بازگشت به سلامت کلی اشاره دارد، لزوماً زخمی نیست.

Common. Refers more broadly to returning to normal health, not always physical wounds.

cureمعالجه کردن

رسمی. به معنی ریشه‌کن کردن کامل بیماری است، قوی‌تر از heal.

Formal. Means completely removing a disease or condition, stronger than heal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000