headwind

head·wind/ˈhɛdwɪnd/
headfront / opposingwindmoving air
1noun (اسم)commonplural (جمع): headwinds

اسم — باد مخالف

باد مخالفباد روبه‌رو

بادی که مستقیماً در خلاف جهت حرکت یک شیء متحرک، مانند هواپیما یا کشتی، می‌وزد.

A wind blowing directly against the course of a moving object, such as an aircraft or ship.

«هواپیما با باد مخالف شدیدی روبرو شد که باعث تاخیر در رسیدنش شد.»

The airplane faced a strong headwind, delaying its arrival.

«دوچرخه‌سواری در خلاف جهت باد مخالف می‌تواند بسیار چالش‌برانگیز باشد.»

Cycling against a headwind can be very challenging.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): headwinds

اسم — مانع

مانعچالش

دشواری یا چالشی که مانع پیشرفت یا موفقیت می‌شود.

A difficulty or challenge that impedes progress or success.

«این شرکت در سه ماهه گذشته با چالش‌های اقتصادی قابل توجهی روبرو شد.»

The company faced significant economic headwinds last quarter.

«با وجود چالش‌ها، تیم موفق شد پروژه را به موقع به پایان برساند.»

Despite the headwinds, the team managed to complete the project on time.

تفاوت با واژه‌های مشابه
obstacleمانع

روزمره. اصطلاحی کلی برای هر چیزی که مانع پیشرفت می‌شود. 'Headwind' به یک نیروی فراگیر و اغلب خارجی اشاره دارد، در حالی که 'obstacle' می‌تواند موضعی‌تر باشد. 'ما با موانع زیادی روبرو شدیم' درست است، 'پروژه با چالش‌هایی روبرو شد' درست است.

Everyday. A general term for anything that stands in the way of progress. 'Headwind' implies a pervasive, often external, force, while 'obstacle' can be more localized. 'We encountered many obstacles' works, 'The project faced headwinds' works.

hindranceسد

رسمی. چیزی که مقاومت، تأخیر یا انسداد را برای چیزی یا کسی ایجاد می‌کند. از نظر معنی شبیه 'headwind' است وقتی به عوامل مانع‌شونده اشاره دارد. 'کمبود بودجه یک سد بزرگ بود' درست است، 'چالش‌های اقتصادی سد بزرگی بر سر راه رشد بودند'.

Formal. Something that provides resistance, delay, or obstruction to something or someone. Similar to 'headwind' in meaning when referring to impeding factors. 'Lack of funding was a major hindrance' works, 'The economic headwinds were a major hindrance to growth'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000