در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک کانی رایج اکسید آهن (Fe2O3) که کانسار اصلی آهن است و معمولاً به رنگ قهوهای مایل به قرمز یا سیاه است.
A common iron oxide mineral (Fe2O3) that is the chief ore of iron, typically reddish-brown or black in color.
«هماتیت به طور گسترده برای تولید آهن استخراج میشود.»
“Hematite is extensively mined for iron production.”
«نمونهها حاوی مقادیر قابل توجهی هماتیت بودند.»
“The samples contained significant amounts of hematite.”
سنگی قیمتی ساخته شده از این کانی، که اغلب در جواهرسازی استفاده میشود.
A gemstone made of this mineral, often used in jewelry.
«او گردنبندی با مهرههای هماتیت صیقلی به گردن داشت.»
“She wore a necklace with polished hematite beads.”
«اعتقاد بر این است که هماتیت خواص متعادلکننده دارد.»
“Hematite is believed to have grounding properties.”