در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دستگاهی برای اندازهگیری پارامترها یا جریان خون.
An instrument used for measuring blood parameters or flow.
«پرستار از همومتر برای اندازهگیری جریان خون بیمار استفاده کرد.»
“The nurse used the hemometer to measure the patient's blood flow.”
«همومترها به پایش مقادیر حیاتی خون کمک میکنند.»
“Hemometers assist in monitoring critical blood values.”