herry

her·ry/ˈhɛri/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): herriedpast participle (مفعولی): herried-ing (حال): herrying3rd (سوم): herries

فعل — آزار دادن

آزار دادنحمله مکرر کردن

آزار دادن یا حمله مداوم و پیاپی کردن.

To harry or persistently attack or harass.

«دشمن به طور مداوم به روستا حمله می‌کرد.»

The enemy herry the village constantly.

«آن‌ها حریف را با سوالات بمباران می‌کنند.»

They herry the opponent with questions.

تفاوت با واژه‌های مشابه
harryآزار دادن

کهنه و نادر. به معنی حمله یا آزار مداوم.

Rare, archaic. Interchangeable meaning: persistent attacking or bothering.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000