adjective (صفت)formal
صفت — فرم یافته
فرم یافتهتراشیده شده
شکل داده شده یا بریده شده با تبر، ابزار یا چیز مشابه
shaped or cut with an axe, pick, or other tool
«کلبه از هیزمهای تراشیده شده ساخته شده بود.»
“The cabin was built from hewn logs.”
«آنها از سنگهای تراشیده شده برای دیوار قدیمی استفاده کردند.»
“They used hewn stones for the ancient wall.”
تفاوت با واژههای مشابه
carved— حکاکی شده
رایج. به معنی شکل داده شده با برش است و ممکن است به جزئیات بیشتر اشاره کند.
Common. Means shaped by cutting, often similar to hewn but may imply more detailed work.