hilum

hi·lum/ˈhaɪləm/
1noun (اسم)technicalplural (جمع): hila

اسم — نافک

نافکهیلم

نشان یا جای زخمی روی دانه که محل اتصال آن به بند ناف (فونیکول) را نشان می‌دهد.

A scar or mark on a seed, indicating its point of attachment to the funiculus.

«نافک دانه لوبیا اغلب یک نقطه تیره متمایز است.»

The hilum of a bean seed is often a distinct dark spot.

«گیاه‌شناسان ساختار نافک را برای درک رشد دانه مطالعه می‌کنند.»

Botanists study the structure of the hilum to understand seed development.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): hila

اسم — ناف

نافنافچه

بخشی از یک عضو (مانند کلیه، ریه یا طحال) که رگ‌های خونی، اعصاب و عروق لنفاوی از آن وارد یا خارج می‌شوند.

The part of an organ (such as a kidney, lung, or spleen) where blood vessels, nerves, and lymphatic vessels enter or exit.

«ناف کلیوی نقطه ورود و خروج برای خون‌رسانی کلیه است.»

The renal hilum is the entry and exit point for the kidney's blood supply.

«آسیب به ناف ریوی می‌تواند بر عملکرد ریه تأثیر بگذارد.»

Damage to the pulmonary hilum can affect lung function.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000