hinge
اسم — لولا
یک قطعه مکانیکی که دو جسم را وصل میکند و امکان حرکت چرخشی را میدهد.
A mechanical bearing that connects two objects and allows one to swing or pivot.
«درب به نرمی روی لولا حرکت میکند.»
“The door swings smoothly on its hinge.”
«او لولای کابینت را سفت کرد.»
“He tightened the hinges on the cabinet.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. به نقطه مرکزی چرخش اشاره دارد نه قطعه خاص؛ کمتر خاص از لولا است.
Formal. Refers broadly to a central point of rotation rather than the piece itself; less specific than hinge.
فعل — متصل کردن با لولا
چیزی را با لولا وصل کردن تا قابلیت حرکت یا چرخیدن داشته باشد.
To attach or connect something with a hinge so it can move or swing.
«آنها دروازه جدید را به نرده لولا زدند.»
“They hinged the new gate to the fence.”
«پنجره به راحتی با لولا باز میشود.»
“The window hinges open easily.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. کلیتر از hinge است و برای هر نوع اتصال به کار میرود، نه فقط با لولا.
Everyday. More general than 'hinge'; can apply to any kind of fastening, not specifically with a hinge.
متضادها
فعل — وابسته بودن
کاملاً به چیزی دیگر وابسته بودن یا بر آن مبتنی بودن.
To depend entirely on something else.
«موفقیت طرح به همکاری تو وابسته است.»
“The success of the plan hinges on your cooperation.”
«آینده آنها به این تصمیم بستگی دارد.»
“Their future hinges on this decision.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. در زمینههای انتزاعی وابستگی جایگزین hinge میشود اما برای مفصل فیزیکی نیست.
Common. Can replace 'hinge' in abstract contexts related to dependency but not for physical joints.