hit rock bottom

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

hit rock bot·tom/hɪt rɑk ˈbɑtəm/
phrase (عبارت)informal

عبارت — به ته خط رسیدن

به ته خط رسیدنبه پایین‌ترین نقطه رسیدن

به بدترین وضعیت ممکن رسیدن، به‌ویژه از نظر مالی یا روحی.

To reach the worst possible point in a situation, especially financially or emotionally.

«او پس از از دست دادن کارش به ته خط رسید.»

He hit rock bottom after losing his job.

«آن کسب‌وکار زمستان گذشته به پایین‌ترین نقطه رسید.»

The business hit rock bottom last winter.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000