در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شخصی که با درخواست رایگان سواری از رانندگان وسایل نقلیه عبوری سفر میکند.
A person who travels by hitchhiking.
«آن هیچهایکر با تشکر سواری را قبول کرد.»
“The hitcher gratefully accepted the ride.”
«او یک هیچهایکر با کولهپشتی را کنار جاده دید.»
“She saw a hitcher with a backpack by the side of the road.”
روزمره. رایجترین و مستقیمترین مترادف برای کسی که هیچهایک میکند. در تمام بافتها کاملاً قابل تعویض با 'hitcher' است. 'هیچهایکر کنار جاده ایستاده بود.'
Everyday. The most common and direct synonym for someone who hitchhikes. Fully interchangeable with 'hitcher' in all contexts. 'The hitchhiker stood by the road.'
غیررسمی/عامیانه. به عمل هیچهایک کردن (انگشت شست بالا بردن برای سواری) یا فردی که این کار را میکند اشاره دارد. کمتر از 'hitchhiker' رایج است. 'او در این مسیر یک سوارگیر ثابت است.'
Informal/Slang. Refers to the act of hitchhiking (thumbing a ride) or the person doing it. Less common than 'hitchhiker'. 'He's a regular thumb on this route.'