hitchhiking

hitch·hik·ing/ˈhɪtʃˌhaɪkɪŋ/
hitchto catch or fastenhikea long walk or travel-ingpresent participle/gerund
noun (اسم)informal

اسم — مسافرت رایگان

مسافرت رایگانسوارشدن رایگان

روش سفر به وسیله سوار شدن رایگان بر ماشین‌های عبوری.

The practice of traveling by getting free rides from passing vehicles.

«مسافرت رایگان می‌تواند راه ارزانی برای سفر باشد.»

Hitchhiking can be a cheap way to travel.

«آنها شروع کردند به سفر رایگان در سراسر کشور.»

They started hitchhiking across the country.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000