hogtie

hog·tie/ˈhɒɡ.taɪ/
hoga pigtieto bind
verb (فعل)commonpast (گذشته): hogtiedpast participle (مفعولی): hogtied-ing (حال): hogtying3rd (سوم): hogties

فعل — بستن دست و پا

بستن دست و پا

بستن محکم دستان و پاهای کسی، معمولاً پشت کمرش.

To tie someone’s hands and feet together tightly, typically behind their back.

«ربایندگان قربانی‌شان را دست و پا بسته کردند.»

The kidnappers hogtied their victim.

«او را برای جلوگیری از فرار دست و پا بستند.»

He was hogtied to prevent escape.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bindبستن

متداول. اصطلاح کلی برای بستن؛ hogtie مخصوص بستن دست‌ها و پاهاست.

Common. General term for tying; hogtie is specific binding of limbs.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000