homeboy

home·boy/ˈhoʊmˌbɔɪ/
noun (اسم)informalplural (جمع): homeboys

اسم — دوست صمیمی

دوست صمیمیرفیق

دوست صمیمی پسر از محله یا شهر خود، معمولاً غیررسمی.

A close male friend from one's neighborhood or hometown, often informal.

«او از دوران دبیرستان رفیق من است.»

He's my homeboy from back in high school.

«رفیق‌ها معمولا آخر هفته‌ها با هم وقت می‌گذرانند.»

Homeboys often hang out together on weekends.

تفاوت با واژه‌های مشابه
buddyرفیق

غیررسمی. دوست نزدیک است و در موقعیت‌های غیررسمی با homeboy قابل تعویض است.

Informal. Close friend, interchangeable with homeboy in casual settings.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000