hooves

/huːvz/
noun (اسم)commonplural (جمع): hooves

اسم — سم‌ها

سم‌ها

پوشش سخت پا در برخی حیوانات مانند اسب و غزال، جمع hoof.

The hard foot coverings of certain animals such as horses and deer, plural of hoof.

«سم اسب روی زمین صدای بلندی ایجاد کرد.»

The horse’s hooves made a loud sound on the ground.

«بعد از سواری، سم‌ها را تمیز کردند.»

They cleaned the hooves after the ride.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000