hornswoggled

horn·swog·gled/ˈhɔːrnˌswɒɡəld/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): hornswoggledpast participle (مفعولی): hornswoggled-ing (حال): hornswoggling3rd (سوم): hornswoggles

فعل — فریب دادن

فریب دادنگول زدن

کسی را فریب دادن یا گول زدن.

To cheat, deceive, or trick someone.

«او آنها را فریب داد و پولشان را گرفت.»

He hornswoggled them out of their money.

«بعد از این کلاهبرداری احساس گول خوردن کردم.»

I felt hornswoggled after the scam.

تفاوت با واژه‌های مشابه
deceivedفریب خورده

رسمی. اصطلاح کلی برای فریب خوردن، hornswoggled غیررسمی و قدیمی است.

Formal. General term for being tricked or fooled, hornswoggled is informal and archaic.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000