hot on
/ˌhɑt ˈɑn/
1phrase (عبارت)informal
عبارت — مشتاقِ
مشتاقِخیلی علاقهمند به
بسیار مشتاق یا علاقهمند به یک موضوع یا فعالیت.
Very interested in or eager about a particular idea or activity.
«او خیلی مشتاق یادگرفتن کرهای است.»
“She's hot on learning Korean.”
«تیم خیلی به این ایده علاقه دارد.»
“The team is hot on this idea.”
2phrase (عبارت)informal
عبارت — ردِ ... را نزدیک داشتن
ردِ ... را نزدیک داشتننزدیکِ پیدا کردنِ
در آستانهٔ پیدا کردن، دستگیر کردن یا کشف کردن کسی یا چیزی.
Very close to finding, catching, or discovering someone or something.
«پلیس به ردِ مظنون خیلی نزدیک شده است.»
“Police are hot on the suspect's trail.”
«پژوهشگران به درمانی تازه نزدیک شدهاند.»
“Researchers are hot on a new treatment.”