hot on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌhɑt ˈɑn/
1phrase (عبارت)informal

عبارت — مشتاقِ

مشتاقِخیلی علاقه‌مند به

بسیار مشتاق یا علاقه‌مند به یک موضوع یا فعالیت.

Very interested in or eager about a particular idea or activity.

«او خیلی مشتاق یادگرفتن کره‌ای است.»

She's hot on learning Korean.

«تیم خیلی به این ایده علاقه دارد.»

The team is hot on this idea.

2phrase (عبارت)informal

عبارت — ردِ ... را نزدیک داشتن

ردِ ... را نزدیک داشتننزدیکِ پیدا کردنِ

در آستانهٔ پیدا کردن، دستگیر کردن یا کشف کردن کسی یا چیزی.

Very close to finding, catching, or discovering someone or something.

«پلیس به ردِ مظنون خیلی نزدیک شده است.»

Police are hot on the suspect's trail.

«پژوهشگران به درمانی تازه نزدیک شده‌اند.»

Researchers are hot on a new treatment.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000