humanity

hu·man·i·ty/hjuːˈmænɪti/
humanrelating to people-itystate or quality
1noun (اسم)formal

اسم — نوع بشر

نوع بشرانسانیت

همه انسان‌ها به‌صورت جمعی؛ نژاد بشر.

All human beings collectively; the human race.

«انسانیت باید از محیط زیست محافظت کند.»

Humanity must protect the environment.

«پیشرفت‌ها به نفع همه انسان‌ها است.»

Advances benefit all humanity.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mankindبشریت

رسمی. به همه انسان‌ها اشاره دارد و در بسیاری از بافت‌ها قابل تعویض است.

Formal. Refers to all humans, often interchangeable in conceptual contexts.

2noun (اسم)formal

اسم — نوع‌دوستی

نوع‌دوستیبشردوستی

مهربانی و دلسوزی نسبت به دیگران.

Kindness and compassion towards others.

«او مهربانی زیادی در کمک به فقرا نشان داد.»

She showed great humanity in helping the poor.

«نوع‌دوستی اساس اخلاق ماست.»

Humanity is fundamental to our ethics.

تفاوت با واژه‌های مشابه
compassionدلسوزی

رایج. یکی از ابعاد انسانیت که بر همدلی تاکید دارد.

Common. One aspect of humanity focusing on empathy.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000