humanise

hu·man·ise/ˈhjuːmənaɪz/
humanrelated to people-iseto make or become
verb (فعل)commonpast (گذشته): humanisedpast participle (مفعولی): humanised-ing (حال): humanising3rd (سوم): humanises

فعل — انسانی کردن

انسانی کردنمهربان ساختن

انسانی‌تر کردن؛ با مهربانی یا همدردی رفتار کردن.

To make more humane; to treat with compassion or kindness.

«باید با حیوانات رفتار انسانی داشت.»

We should humanise the treatment of animals.

«به رویکرد خود نسبت به کارکنان نیز انسانیت ببخش.»

Humanise your approach to employees.

تفاوت با واژه‌های مشابه
humanizeانسانی کردن

رایج. املای بریتانیایی؛ همان معنی.

Common. British variant spelling; same meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000