dehumanise
فعل — از انسانیت انداختن
کسی را از صفات یا شأن انسانی تهی کردن و با آن مانند موجودی کمتر از انسان رفتار کردن.
To deprive someone of human qualities or dignity, treating them as less than human.
«جنگ میتواند هم سربازان و هم غیرنظامیان را از انسانیت تهی کند.»
“War can dehumanise soldiers and civilians alike.”
«این فیلم نشان میدهد چگونه زندانیان از انسانیت تهی میشوند.»
“The film depicts how prisoners are dehumanised.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. هنگام اشاره به تنزل اخلاقی میتواند جایگزین باشد، اما همیشه به از دست دادن کامل انسانیت اشاره ندارد.
Formal. Can replace 'dehumanise' when referring to moral degradation, but not always implying complete loss of humanity.
رسمی. معنی مشابه اما بیشتر روی کاهش شأن تمرکز دارد تا از انسانیت انداختن کامل.
Formal. Similar meaning but focuses on lowering dignity rather than full dehumanisation.