hummable

hum·ma·ble/ˈhʌmbəl/
humto sing with closed lips-ablecapable of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more hummablesuperlative (عالی): most hummable

صفت — قابل زمزمه کردن

قابل زمزمه کردنقابل خواندن بدون کلام

قابل زمزمه کردن؛ توانایی آواز بی‌کلام آرام.

Capable of being hummed; able to be sung softly without words.

«آن قطعه‌ای است که همه می‌توانند زمزمه کنند.»

That's a hummable tune everyone likes.

«آهنگ جذاب و قابل زمزمه است.»

The song is catchy and hummable.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000