در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
زنبور بمبوس یا نوعی مجسمه پرسلینی آلمانی به شکل کودک.
A bumblebee or a specific type of German-made porcelain figure shaped like a child.
«باغ پر از زنبورهای بمبوس در حال پرواز دور گلها بود.»
“The garden was full of hummels buzzing around flowers.”
«او مجسمههای هومل آلمانی جمعآوری میکند.»
“She collects Hummel figurines from Germany.”