hunches

hunch·es/ˈhʌntʃɪz/
noun (اسم)commonplural (جمع): hunches

اسم — شک و گمان

شک و گمانحدس

احساس‌ها یا حدسیات مبتنی بر شهود به جای واقعیت‌ها.

Feelings or guesses based on intuition rather than facts.

«حدس می‌زنم امروز باران بیاید.»

I have a hunch it will rain today.

«او در تصمیم‌گیری‌ها به حدس‌هایش اعتماد کرد.»

She followed her hunches in making decisions.

تفاوت با واژه‌های مشابه
intuitionشهود

رسمی. به دانستن چیزی به‌صورت غریزی و بدون استدلال گفته می‌شود.

Formal. Refers to knowing something instinctively without reasoning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000