hypothesis

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

hy·poth·e·sis/haɪˈpɒθəsɪs/
hypo-under / less than normalthesisa proposition or idea
noun (اسم)formalplural (جمع): hypotheses

اسم — فرضیه

فرضیهگمانه‌زنی

یک توضیح پیشنهادی که به‌عنوان نقطه آغاز برای بررسی‌های بیشتر مطرح می‌شود.

A proposed explanation made as a starting point for further investigation.

«دانشمند فرضیه را با آزمایش‌ها آزمایش کرد.»

The scientist tested the hypothesis with experiments.

«فرضیه او بعدها با شواهد تأیید شد.»

His hypothesis was later confirmed by evidence.

تفاوت با واژه‌های مشابه
theoryنظریه

رسمی. گاهی جایگزین هم به کار می‌روند، ولی نظریه معمولاً مفهومی اثبات‌شده‌تر است و فرضیه حدس و گمانی است.

Formal. Sometimes used interchangeably, but 'theory' usually refers to well-supported ideas, while 'hypothesis' is a tentative assumption.

assumptionفرض

روزمره/رسمی. وقتی منظور ایده‌ای بدون اثبات است می‌توان به جای فرضیه به کار برد ولی کمتر علمی است.

Everyday/formal. Can replace 'hypothesis' when referring to an idea accepted without proof; less scientific and more general.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000