iceskating

ice·skat·ing/ˈaɪsˌskeɪtɪŋ/
noun (اسم)common

اسم — اسکیت روی یخ

اسکیت روی یخپاتیناژ

فعالیت یا ورزشی که در آن با پوشیدن کفش‌های اسکیت روی یخ به‌سرعت حرکت می‌کنند.

The activity or sport of gliding on ice wearing skates.

«او هر زمستان از اسکیت روی یخ لذت می‌برد.»

She enjoys iceskating every winter.

«اسکیت روی یخ نیازمند تعادل و مهارت است.»

Iceskating requires balance and skill.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000