iceman

ice·man/ˈaɪsmæn/
icefrozen watermanmale person or worker
noun (اسم)archaicplural (جمع): icemen

اسم — فروشنده یخ

فروشنده یخپیک یخ

مردی که یخ می‌رساند یا می‌فروشد، مخصوصاً قبل از رایج شدن یخچال‌ها.

A man who delivers or sells ice, especially before refrigerators were common.

«فروشنده یخ هر صبح برای تحویل یخ می‌آمد.»

The iceman came every morning to deliver ice.

«قبل از یخچال، فروشنده یخ بسیار مهم بود.»

Before refrigerators, the iceman was very important.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000