ignominy

ig·no·mi·ny/ˈɪɡnəˌmɪni/
ig-notnominname, reputation-ystate or condition
noun (اسم)formal

اسم — نگواری

نگواریخفت

شرم یا حقارتی که در جمع دیده می‌شود

Public shame or disgrace.

«پس از رسوایی، دفتر را در حالی که خجالت‌زده بود ترک کرد.»

He left the office in ignominy after the scandal.

«شکست باعث خفت بزرگی برای تیم شد.»

The defeat brought great ignominy to the team.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disgraceخفت

متداول. وضعیتی که باعث از دست دادن اعتبار می‌شود؛ با ignominy قابل تعویض است.

Common. Situation causing loss of reputation; interchangeable with ignominy.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000