در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به روشی که توسط قانون، قوانین یا عرف ممنوع است؛ به طور غیرقانونی.
In a manner forbidden by law, rules, or custom; illegally.
«او فیلم را غیرقانونی دانلود کرد.»
“He illicitly downloaded the movie.”
«آنها متهم به تجارت غیرقانونی کالا شدند.»
“They were accused of illicitly trading goods.”
رایج. مستقیماً به معنای 'به روشی غیرقانونی' است و به طور خاص به نقض قانون اشاره دارد. اغلب با 'illicitly' قابل جایگزینی است وقتی که عمل ممنوعه کاملاً قانونی باشد، اما 'illicitly' میتواند به چیزهایی خلاف عرف یا اخلاق نیز اشاره کند.
Common. Directly means 'in an illegal manner', referring specifically to violation of law. Often interchangeable with 'illicitly' when the forbidden act is strictly legal, but 'illicitly' can also refer to things against custom or morality.
رسمی/حقوقی. شبیه به 'illegally' است، اما اغلب در بافتهای رسمیتر یا حقوقی استفاده میشود. هنگام اشاره به اقداماتی که قوانین خاصی را نقض میکنند، با 'illicitly' قابل جایگزینی است.
Formal/legal. Similar to 'illegally', but often used in more formal or legal contexts. Interchangeable with 'illicitly' when referring to actions that violate specific laws.