در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ناتوان در خواندن یا نوشتن.
Unable to read or write.
«در گذشته بسیاری از بزرگسالان بیسواد بودند.»
“Many adults in the past were illiterate.”
«بعد از ترک مدرسه او بیسواد شد.»
“He became illiterate after dropping out of school.”
کسی که قادر به خواندن یا نوشتن نیست.
A person unable to read or write.
«این برنامه به بیسوادان کمک میکند تا خواندن یاد بگیرند.»
“The program helps illiterates learn to read.”
«او داوطلب آموزش به بیسوادان است.»
“She volunteers to teach illiterates.”