imposer

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

im·pos·er/ɪmˈpoʊzər/
imposeto force or inflict something
noun (اسم)formal

اسم — تحمیل‌کننده

تحمیل‌کنندهمزاحم

کسی که حضور یا خواسته‌های خود را به ناحق یا بدون دعوت به دیگران تحمیل می‌کند

a person who forces their presence or demands onto others unfairly or uninvited

«او در جلسه مزاحم بود و توجه زیادی طلب می‌کرد.»

He was an imposer at the meeting, demanding too much attention.

«او احساس کرد در گفتگو مزاحم است.»

She felt like an imposer in their conversation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
intruderمزاحم

رایج. به کسی که بدون دعوت وارد می‌شود گفته می‌شود. imposer بیشتر به تحمیل خواسته اشاره دارد.

Common. Refers to someone entering uninvited. 'Imposer' is more about forcing demands.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000