improvident

im·prov·i·dent/ɪmˈprɒvɪdənt/
im-notprovidentwise or careful in planning
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more improvidentsuperlative (عالی): most improvident

صفت — بی‌مبالات

بی‌مبالاتولخرج

نبود دوراندیشی؛ ولخرج یا بی‌مبالات در مصرف منابع.

Not having or showing foresight; wasteful or careless with resources.

«خرج‌های بی‌مبالات او پس‌اندازش را تمام کرد.»

His improvident spending drained his savings.

«تصمیم‌های بی‌مبالات می‌توانند مشکلات مالی ایجاد کنند.»

Improvident decisions can lead to financial trouble.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wastefulولخرج

متداول. نشان‌دهنده استفاده بی‌دقت از منابع است.

Common. Implies careless use of resources.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000