provident

prov·i·dent/ˈprɒvɪdənt/
pro-before / forwardvidsee-entperforming / inclined to
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more providentsuperlative (عالی): most provident

صفت — دوراندیش

دوراندیشمحتاطآینده‌نگر

با دقت و دوراندیشانه برای آینده برنامه‌ریزی کردن؛ آینده‌نگر و محتاط.

Making careful provision for the future; prudent.

«یک فرد دوراندیش برای بازنشستگی پول پس‌انداز می‌کند.»

A provident person saves money for retirement.

«طبیعت دوراندیش او باعث شد که برای شرایط اضطراری آماده باشد.»

Her provident nature ensured she was prepared for emergencies.

تفاوت با واژه‌های مشابه
prudentمصلحت‌اندیش

رسمی. وقتی بر برنامه‌ریزی دقیق و هوش برای آینده تأکید می‌شود، مستقیماً با 'provident' قابل تعویض است. 'تصمیم عاقلانه‌ای بود که پول پس‌انداز کرد' کاملاً درست است، همانند 'تصمیم دوراندیشانه‌ای بود'.

Formal. Directly interchangeable with 'provident' when emphasizing careful planning and wisdom for the future. 'It was a prudent decision to save money' is perfect, just like 'It was a provident decision'.

frugalصرفه‌جو

رایج. بر استفاده دقیق از منابع، به ویژه پول، برای جلوگیری از هدر رفتن تأکید دارد. در حالی که فرد صرفه‌جو اغلب دوراندیش است، 'frugal' به طور خاص به خرج کردن مربوط می‌شود، در حالی که 'provident' گسترده‌تر است. 'او زندگی صرفه‌جویانه دارد' درست است، اما 'او یک برنامه صرفه‌جویانه برای شغلش ریخت' به اندازه 'یک برنامه دوراندیشانه' طبیعی به نظر نمی‌رسد.

Common. Emphasizes careful use of resources, especially money, to avoid waste. While a frugal person is often provident, 'frugal' specifically relates to spending, whereas 'provident' is broader. 'She lives a frugal lifestyle' works, but 'He made a frugal plan for his career' doesn't sound as natural as 'a provident plan'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000