در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
با دقت و صرفهجویی پول یا منابع را به کار بردن و از هدر دادن پرهیز کردن.
Using money or resources carefully and sparingly; avoiding waste.
«او زندگی صرفهجویانهای دارد تا پول پسانداز کند.»
“She lives a frugal life to save money.”
«صرفهجویی به او کمک کرد تا بدهکار نشود.»
“Being frugal helped him avoid debt.”
متداول. در موقعیتهایی که روی هزینهکرد دقیق تأکید دارند جایگزین frugal میشود، مثلا «خریدار صرفهجو». کمتر رسمی از frugal است.
Common. Interchangeable with 'frugal' in contexts emphasizing careful spending, e.g. 'a thrifty shopper'. Less formal than 'frugal'.
رسمی و رایج. معنی مشابه دارد ولی میتواند به صرفهجویی در سوخت یا انرژی نیز اشاره کند؛ مانند «ماشین صرفهجو».
Common and formal. Similar meaning but can also refer to fuel or energy saving, e.g., 'an economical car'.