frowzy

frow·zy/ˈfraʊzi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): frowziersuperlative (عالی): frowziest

صفت — ژولیده

ژولیدهنامرتب

نامرتب، ژولیده یا ظاهری نامنظم و کثیف.

Untidy, unkempt, or having a scruffy appearance.

«بعد از سفر طولانی، او نامرتب به نظر می‌رسید.»

He looked frowzy after the long trip.

«اتاق ژولیده و پر از گرد و غبار بود.»

The room was frowzy and dusty.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scruffyژولیده

غیررسمی. به معنی نامرتب یا ژولیده ظاهری.

Informal. Means untidy or shabby in appearance.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000