frowsy

frow·sy/ˈfraʊ.zi/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): frowsiersuperlative (عالی): frowsiest

صفت — نامرتب

نامرتبکهنه و کثیف

ظاهر نامرتب و پاره‌پاره؛ دارای بوی کهنگی یا نامطبوع.

Having an untidy or unclean appearance; musty or stale.

«بعد از تمام شب سفر کردن، ظاهری نامرتب داشت.»

He had a frowsy look after traveling all night.

«اتاق نامرتب بوی لباس‌های کهنه می‌داد.»

The frowsy room smelled of old clothes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shabbyپاره و نامرتب

رایج. چیزی پاره، نامرتب یا آشفته را توصیف می‌کند.

Common. Describes something worn, untidy, or unkempt.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000