frowny

frow·ny/ˈfraʊ.ni/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): frowniersuperlative (عالی): frowniest

صفت — اخمو

اخموناراحت

دارای چهره اخمو یا نشان‌دهنده ناراحتی یا نارضایتی.

Having or showing a frown; looking displeased or sad.

«وقتی درباره مشکل پرسیده شد، نگاه اخم‌آلودی داشت.»

She gave a frowny look when asked about the problem.

«چهره اخمو نشان می‌داد که ناراحت است.»

His frowny face showed he was upset.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scowlingاخمو

رایج. معنی مشابه مربوط به چهره نارضایتی.

Common. Similar meaning relating to an expression of displeasure.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000