impugn
im·pugn/ɪmˈpjuːn/
im-againstpugnfight, attack
verb (فعل)formalpast (گذشته): impugnedpast participle (مفعولی): impugned-ing (حال): impugning3rd (سوم): impugns
فعل — زیر سوال بردن
زیر سوال بردنمورد تردید قرار دادن
درست یا صادق بودن یک گفته یا نیت را زیر سوال بردن یا انکار کردن.
To dispute the truth, validity, or honesty of a statement or motive; to challenge as false.
«آنها نیتهای او برای اهدا پول را زیر سوال بردند.»
“They impugned his motives for donating money.”
«هیچ کس جرأت نداشت صداقت او را زیر سوال ببرد.»
“No one dared to impugn her honesty.”
تفاوت با واژههای مشابه
challenge— به چالش کشیدن
رایج است و به سوال بردن یا تردید اشاره دارد.
Common. Means to question or dispute something.