impugned

im·pugned/ɪmˈpjuːnd/
im-againstpugnfight
verb (فعل)formalpast (گذشته): impugnedpast participle (مفعولی): impugned-ing (حال): impugning3rd (سوم): impugns

فعل — زیر سؤال بردن

زیر سؤال بردنبه چالش کشیدن

زیراستی، صداقت یا اعتبار چیزی را به چالش کشیدن یا زیر سؤال بردن.

To call into question the truth, honesty, or validity of something; to challenge or attack verbally.

«قابلیت اعتماد شاهد در دادگاه زیر سؤال رفت.»

The witness's credibility was impugned during the trial.

«او انگیزه‌های رقیبش را به چالش کشید.»

He impugned the motives of his opponent.

تفاوت با واژه‌های مشابه
questionedزیر سوال برده شده

رایج. عموماً درباره درستی یا اعتبار شک کردن، معنی بسیار نزدیک است.

Common. Generally asking doubt about truth or validity, very close in meaning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000