inca

In·ca/ˈɪŋkə/
1noun (اسم)commonplural (جمع): Incas

اسم — اینکا

اینکا

یکی از اعضای قوم کچوا در پرو که امپراتوریی را در کوه‌های آند تأسیس کردند که از دهه ۱۴۰۰ تا ۱۵۳۰ شکوفا شد.

A member of the Quechuan people of Peru who established an empire in the Andes Mountains that flourished from the 1400s to the 1530s.

«اینکاها شبکه گسترده‌ای از جاده‌ها ساختند.»

The Inca built an extensive network of roads.

«امپراتوری اینکا به خاطر کشاورزی پیشرفته خود شناخته شده بود.»

The Inca empire was known for its advanced agriculture.

2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more Incasuperlative (عالی): most Inca

صفت — اینکایی

اینکایی

مربوط به قوم اینکا یا امپراتوری آنها.

Relating to the Inca people or their empire.

«آنها از چندین خرابه اینکایی در پرو بازدید کردند.»

They visited several Inca ruins in Peru.

«زبان اینکا هنوز توسط بسیاری در آند صحبت می‌شود.»

The Inca language is still spoken by many in the Andes.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000