inclines

in·clines/ɪnˈklaɪnz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): inclines

اسم — شیب

شیبسطح شیبدار

سطوح یا تپه‌هایی که شیب دارند.

Sloping surfaces or hills.

«دوچرخه برای بالا رفتن از شیب‌های تند تلاش کرد.»

The bike struggled to climb the steep inclines.

«شیب‌ها هنگام خیس بودن خطرناکند.»

Inclines can be dangerous when wet.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): inclinedpast participle (مفعولی): inclined-ing (حال): inclining3rd (سوم): inclines

فعل — تمایل داشتن

تمایل داشتنخم شدن

تمایل داشتن به چیزی یا خم شدن در جهتی خاص.

To lean or slope in a particular direction; to feel willing or disposed to.

«او تمایل دارد به داستانش باور کند.»

She inclines to believe his story.

«شیب سقف به سمت پایین است.»

The roof inclines downward.

تفاوت با واژه‌های مشابه
leanخم شدن

رایج. معمولاً به صورت قابل تعویض برای اشاره به خم شدن جسمی به‌کار می‌رود.

Common. Often used interchangeably when referring to physical tilt.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000