inclement

in·cle·ment/ɪnˈklɛmənt/
in-notclementmild or merciful
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more inclementsuperlative (عالی): most inclement

صفت — نامساعد

نامساعدبدحال هوا

هوای سرد، بارانی، طوفانی یا سخت و نامساعد.

Unpleasantly cold or wet weather; stormy or severe.

«بازی به دلیل هوای نامساعد به تعویق افتاد.»

The game was postponed due to inclement weather.

«شرایط نامساعد ما را مجبور به ماندن داخل خانه کرد.»

Inclement conditions forced us indoors.

تفاوت با واژه‌های مشابه
harshسخت

رایج. معنی مشابه با تأکید بر سختی.

Common. Similar meaning emphasizing severity.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000