inclining

in·clin·ing/ɪnˈklaɪnɪŋ/
in-intoclinelean
verb (فعل)commonpast (گذشته): inclinedpast participle (مفعولی): inclined-ing (حال): inclining3rd (سوم): inclines

فعل — تمایل داشتن

تمایل داشتنخم شدن

خم شدن یا گرایش به سمت جهت یا نظر خاصی.

Bending or leaning toward a particular direction or opinion.

«او به سوی ایده جدید تمایل دارد.»

She is inclining toward a new idea.

«برج کمی به طرفی خم شده است.»

The tower is inclining slightly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
leaningگرایش

رایج. معنای مشابه در حالت فیزیکی یا استعاری دارد.

Common. Similar meaning in physical or metaphorical sense.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000