indicted

in·dict·ed/ɪnˈdaɪtɪd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): indictedpast participle (مفعولی): indicted-ing (حال): indicting3rd (سوم): indicts

فعل — متهم شدن

متهم شدنارائه کیفرخواست

به طور رسمی توسط مقامات قانونی به جرم متهم شدن.

Formally charged with a crime by legal authority.

«او سال گذشته به تقلب متهم شد.»

He was indicted for fraud last year.

«چند مقام در این رسوایی متهم شده‌اند.»

Several officials have been indicted in the scandal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
accusedمتهم

رایج. معنای مشابه دارد ولی 'متهم' کلی‌تر و کمتر رسمی است.

Common. Similar meaning but 'accused' can be broader and less formal than 'indicted'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000