indulgences

in·dul·gences/ɪnˈdʌldʒənsiːz/
in-in or intodulgto give free rein to desires-encestate or quality of
noun (اسم)commonplural (جمع): indulgences

اسم — لذت‌جویی

لذت‌جوییصرف‌نظرکردن از محدودیتخودآزاری

اعمالی که در آن فرد اجازه می‌دهد خود را به لذت یا خوش‌گذرانی، معمولاً چیزی لوکس یا اضافی، مشغول کند.

Acts of allowing oneself to enjoy pleasure, typically something considered a luxury or excess.

«او هر آخر هفته چند خوش‌گذرانی کوچک به خودش اجازه می‌داد.»

He allowed himself small indulgences every weekend.

«شکلات یکی از خوش‌گذرانی‌های مورد علاقه او شد.»

Chocolate became one of her favorite indulgences.

تفاوت با واژه‌های مشابه
luxuriesلوکس‌ها

رایج. به لذت‌های گران یا نادر اشاره دارد.

Common. Emphasizes expensive or rare enjoyments; overlaps with indulgences but is often more material.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000