inertness

in·ert·ness/ɪˈnɜːrtnəs/
in-not / negationertactive, skillful (from Latin 'iners' meaning inactive)-nessstate or quality of
noun (اسم)formal

اسم — بی‌حرکتی

بی‌حرکتیسکونخمول

کیفیت یا حالتی که در آن چیزی بی‌حرکت یا ناتوان از انجام عمل است.

The quality or state of being inactive or lacking the ability to move or act.

«بی‌حرکتی این ماده شیمیایی آن را برای دست زدن ایمن کرد.»

The inertness of the chemical made it safe to handle.

«بی‌تحرکی او در هنگام بحران همه را نگران کرد.»

His inertness during the crisis worried everyone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
inactivityبی‌تحرکی

رایج. تقریباً قابل جایگزینی هستند ولی «بی‌تحرکی» بیشتر بر عدم فعالیت در طول زمان تاکید دارد در حالی که «بی‌حرکتی» (inertness) می‌تواند کم‌توانی ذاتی را نشان دهد. برای حالات موقتی مثل استراحت «بی‌تحرکی» مناسب‌تر است؛ برای ویژگی مواد «بی‌حرکتی» به کار می‌رود.

Common. Almost interchangeable but 'inactivity' usually emphasizes lack of action over time while 'inertness' can imply inherent incapacity. 'Inactivity' fits better for temporary states like rest; 'inertness' suits substance properties.

motionlessnessبی‌حرکتی

رایج. صرفاً بر سکون فیزیکی تاکید دارد و ناتوانی را نمی‌رساند. معمولاً درباره اشیاء یا بدن‌هایی که در لحظه حرکت نمی‌کنند استفاده می‌شود.

Common. Focuses strictly on physical stillness without implying inability. Used often for objects or bodies that aren’t moving at the moment.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000