inlaid

in·laid/ɪnˈleɪd/
in-insidelaidplaced
adjective (صفت)formal

صفت — معرق‌کاری‌شده

معرق‌کاری‌شدهتزئین شده

تزئین شده با قرار دادن قطعات مواد مختلف در سطح برای ایجاد طرح.

Decorated by embedding pieces of different material into a surface to form a design.

«میز طرح چوبی معرق‌کاری شده داشت.»

The table had an inlaid wooden pattern.

«او جواهرات معرق‌کاری شده از فرهنگ‌های مختلف جمع‌آوری کرد.»

She collected inlaid jewelry from different cultures.

تفاوت با واژه‌های مشابه
decoratedتزئین شده

اصطلاح کلی برای چیزی که زیباتر شده است.

General term for something made more attractive.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000