inpatient

in·pa·tient/ɪnˈpeɪʃənt/
in-insidepatientperson receiving medical care
noun (اسم)commonplural (جمع): inpatients

اسم — بیمار بستری

بیمار بستری

بیماری که برای دریافت درمان، در بیمارستان بستری می‌شود.

A patient who stays in a hospital while receiving medical treatment.

«بیمار بستری به مدت دو هفته در بیمارستان ماند.»

The inpatient stayed in the hospital for two weeks.

«بیماران بستری مراقبت شبانه‌روزی دریافت می‌کنند.»

Inpatients receive round-the-clock care.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000