installer

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·stal·ler/ɪnˈstɔːlər/
installto set up for use-erperson or thing that performs an action
noun (اسم)commonplural (جمع): installers

اسم — نصب‌کننده

نصب‌کنندهبرنامه‌ی نصب

شخص یا برنامه‌ای که چیزی را نصب می‌کند، به خصوص نرم‌افزار یا تجهیزات.

A person or program that installs something, especially software or equipment.

«برنامه‌ی نصب نرم‌افزار من را در فرآیند راه‌اندازی راهنمایی کرد.»

The software installer guided me through the setup process.

«ما برای کابینت‌های آشپزخانه جدیدمان یک نصاب حرفه‌ای استخدام کردیم.»

We hired a professional installer for our new kitchen cabinets.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fitterنصاب

رایج (انگلیسی بریتانیایی). اغلب برای کسی که اشیاء فیزیکی مانند فرش، پنجره یا لوله‌کشی را نصب می‌کند استفاده می‌شود. برای نرم‌افزار کمتر رایج است. 'نصاب فرش' صحیح است، اما 'نصاب نرم‌افزار' اشتباه است؛ 'نصب‌کننده‌ی نرم‌افزار' صحیح است.

Common (UK English). Often used for someone who fits physical items like carpets, windows, or plumbing. Less common for software. 'A carpet fitter' works, but 'a software fitter' is incorrect; 'a software installer' is correct.

technicianتکنسین

رایج. اصطلاحی وسیع‌تر برای کسی که در کارهای عملی یا مکانیکی مهارت دارد، اغلب شامل نصب اما همچنین نگهداری و تعمیر. 'تکنسین کامپیوترم را تعمیر کرد' صحیح است، و 'تکنسین سرور جدید را نصب کرد' نیز صحیح است، که نشان می‌دهد نصب بخشی از کار اوست.

Common. A broader term for someone skilled in practical or mechanical work, often involving installation but also maintenance and repair. 'The technician fixed my computer' works, and 'The technician installed the new server' also works, implying installation is part of their job.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000