institutional arrangement

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·sti·tu·tion·al ar·range·ment/ˌɪnstəˈtuʃənəl əˈreɪndʒmənt/
noun (اسم)formalplural (جمع): institutional arrangements

اسم — ترتیبات نهادی

ترتیبات نهادیسازوکار نهادی

سامانه یا توافقی سازمان‌یافته که نهادها آن را برقرار کرده‌اند.

An organized system or agreement established by institutions.

«این سیاست به یک سازوکار نهادی تازه نیاز دارد.»

The policy requires a new institutional arrangement.

«ترتیبات نهادی از همکاری محلی پشتیبانی می‌کند.»

The institutional arrangement supports local cooperation.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000