در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
در یک سازمان یا مرکز رسمی مثل بیمارستان روانی نگهداری شده یا بستری شده باشد.
Placed or confined within an institution, especially a mental hospital or similar facility.
«پس از چندین سال بستری در مؤسسه، تلاش کرد به زندگی عادی عادت کند.»
“After several years institutionalized, she struggled to adapt to normal life.”
«او به دلیل بیماریاش در سن کم در مؤسسه بستری شد.»
“He was institutionalized at a young age due to his illness.”
رایج. معمولاً برای افرادی که به طور رسمی در بیمارستانها یا مراکز مراقبتی بستری شدهاند استفاده میشود.
Common. Used mostly for people officially placed in hospitals or care facilities, especially mental health institutions.
رایج. بیشتر تأکید بر محبوس بودن در یک مکان فیزیکی مانند مؤسسه یا زندان دارد؛ کمتر مربوط به سلامت روان است.
Common. Emphasizes being kept within a physical space such as an institution or jail; less specific to mental health.